ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

525

سفرنامه شاردن ( فارسى )

حقيقى حضرت رسول دوازده امامى مىباشند كه از دودمان آن حضرت و دامادش حضرت على يكى پس از ديگرى ظهور كرده‌اند . طول مزار حضرت معصومه هشت ، عرضش پنج ، و بلنديش شش پاست . رو و دورش با كاشيهاى بسيار عالى و زيبا پوشيده شده ، و روپوشى زربفت بر آن گسترده شده است . نيم گام دور از مزار نرده‌اى سيمين و توپر به بلندى شش پا در اطراف آن تعبيه شده ، و در هر يك از چهار گوشه‌اش گويى بزرگ از زر نصب گرديده است . نرده را دور مزار از آن نصب كرده‌اند كه زائران نتوانند به مزار مقدس دست بزنند يا ببوسند . روپوش نيز بدين‌سبب بر آن گسترده شده كه مقبره از ديد مردمان پنهان بماند ، و تنها با موافقت ارشد متوليان و خادمان و پرداختن مبلغى پول به ديدن خود مزار مىتوان نايل شد . كف بارگاه با قاليهايى پشمين خوش‌بافت و گرانبها فرش شده ، اما روزهاى عيد روى آنها قاليهاى ابريشمين زربفت مىگسترانند . ده پا پايين سقف بارگاه چند قنديل نقره آويخته شده است . شكل اين قنديلها كه هر كدام قريب شصت مارك وزن دارد همانند قنديلهاى اماكن متبرك مسيحيان نيست ، زيرا قنديلهاى بارگاه حضرت معصومه هيچيك انبار روغن ندارد و آنها را نمىتوان روشن كرد . چندان كه پرسيدم نتوانستم كلمهء قنديل را دريابم ، گمان مىكنم اين كلمه از كانديل لافتى مشتق شده است . اين لفظ را مسيحيان يونانى دربارهء كسانى به كار مىبرند كه مأمور روشن داشتن مشعلها و چراغهاى معابد مىباشند ، و بسا ممكن است از كلمهء شاندل مشتق شده باشد كه در تمام زبانهاى اروپايى نزديك به هم تلفظ مىشود ، اما معنيشان يكى است . مسلمانان به متصديان روشن داشتن مشعلها قنديل‌چى مىگويند . بر نردهء مزار او دعاهايى به خطّ زرين نوشته و آويخته شده است . اين دعاها بر پوستهايى كه كاملا صاف و صيقلى شده ، نسبة ضخيم و به بزرگى ورق كاغذ است ، كتابت يافته است . صفحه‌اى كه برابر در ورودى آويخته شده زيارت‌نامه است . هركس به قصد زيارت وارد بارگاه مقدس مىشود نخست سه بار آستانه و نرده مزار متبرك را مىبوسد ، آن‌گاه راست به احترام مىايستد ، و در حالى كه با حضور دل به مزار مىنگرد ، ملايى كه همه وقت براى خواندن زيارتنامه آماده است ، زيارتنامه را كلمه به كلمه به او تلقين مىكند . زائر پس از خواندن دعا و ذكر دگربار نرده و سپس آستانه را مىبوسد ، سپس مبلغى معادل چهار يا پنج سو به نسبت دارايى خود به ملا